![]() |
![]() |
|
|
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 2:29 توسط ویدا |
|
|
وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی دیگه هیچکسی نشد عاشق چشمای کسی وقتی رفت دریا دیگه به ماهیا نگاه نکرد ماه دیگه در نیومد . ستاره ادعا نکرد وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود وقتی رفت لونه هیچ پرنده ای چراغ نداشت واسه درد دل . دلم هیچکسی رو سراغ نداشت وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن : عابرا . رفتنشو دیدن و دیوونه شدن وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود همونو ازش گرفتم . آخه یادگاری بود وقتی رفت...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 14:31 توسط ویدا |
|
|
یادمه داداش سهیل م یه پست در مورد خود کشی داشت اون اوایل
یه حرفی زده بود که واقعا منم فقط بخاطر اون زند ه ام دارم دیوونه میشم اخه خدا بسههههههههههههههههههههههههههههههههههه تو رو به چی قسمت بدم خودت منو راحتم کن چرا دست از این سر کچل من ور نمی داری همش باید بچزونی منو او از عشقم که با بی رحمی تمام ولم کرد اینم از زندگیم دیووووووووووونه شدم ازت خواهش میکنم بسه ولم کن نمیخوام بنده خوبت باشم نمیخوام هی امتحانم کنی بسه ترو خدا بسه یادمه داداش سهیل میگفت زمانی که میخواست خود کشی کنه صورت پدر و مادرش به یادش میاد منم همینم وقتبی صورتشون یادم میاد اتیش میگیرم اهای خدا میشنوی خواهش میکنم یه بار حرفم گوش کن فقط یه دفعه منو و خودت راحت کن خواهش میکنم ازتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 20:32 توسط ویدا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 1:24 توسط ویدا |
|
|
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:56 توسط ویدا |
|
|
سلام
مرسی از نظرای خوشگلتون امروز یه خبر دارم براتون دیروز یه سی دی جالب گرفتم که واقعا صدای این خواننده یه ارامش خاصی به ادم میده به شما هم پیشنهاد میکنم که این البوم رو تهیه کنید واقعا زیباست و ادم ازش خسته هم نمیشه اسم این گروه هم گروه varan هست با خودم تصمیم گرفتم یکی از ترانه های زیباشون رو براتون بنویسم تو امتداد سرنوشت کی بود که از تو مینوشت زندگی منو تو رو با غم و غصه می نوشت با این همه گناه و درد کی میره اخرش بهشت ببین ببین که دست من هر جا رسید از تو نوشت میون جاده ها هنوز گرد مسافرا به جاست تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس میخوام نفس میخوام تو رو یه همنفس میخوام تو شب انتظار تو برای دل قفس میخوام اگه تو باشی پیش من سوت دلای دربه در دوباره خورشید میکشن رو این شبای بی سحر سحر میاد شب سر میشه درای بسته وا میشه بهار میاد تو باغمون برکه ی من دریا میشه میون جاده ها هنوز گرد مسافرا به جاست تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس میخوام نفس میخوام تو رو یه همنفس میخوام تو شب انتظار تو برای دل قفس میخوام منو ببر منو ببر بریم یه جای بی خطر یه جا که از تو بشنوم بگی برام گریه بخند بگو بگو به من بگو که من نشستم پشت در بگو که شعرم پر بشه از ادمهای بی خبر
نفس میخوام نفس میخوام تو رو یه همنفس میخوام تو شب انتظار تو برای دل قفس میخوام ................. .................................. ..........................................
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 16:23 توسط ویدا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:59 توسط ویدا |
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 2:20 توسط ویدا |
|
|
هر وقت دلتنگ شدي،با يك شاخه گل سرخ به ديدارم بيا!
هنوز هم كوچه ي بن بست ما منتظر است تا صداي قدم هايت را به گوش پنجره ي اتاقم برساند......
قربون همگی |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 1:46 توسط ویدا |
|
|
دوستت دارم
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
دل بي روح جنس آهنت را دوست دارم خطوط در هم پيراهنت را دوست دارم نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم غرور سرکش ديونه ات را دوست دارم.......... قربون همگی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:55 توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شب شد
خورشيد رفت آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو مي کرد ناگهان ستاره اي چشمک زد ! آفتابگردان سرش را به زير افکند گلها خيانت نمي کنن |
|
RSS
|