![]() |
![]() |
|
|
پیش خودم دل بستم ...بهش نگفتم حرفمو
حتی نگاه عاشقش ....باز نشکست طلسممو خواستم بگم هر چی که هست...مهر سکوتم نشکست بغض گلوم باز گرفت....من کم شدم اون ننشست **** راستش زبونم بند اومد...بختک رو واژه سایه کرد...رفت خلاء منو گرفت....من موندم و سکوت درد هر چی تو فکرم بود نبود ...خالی شدم از کلمه...خواستم که راحتم کنه...خسته شدم یه عالمه **** شاید یه لحظه ای دیگه...فرصت عاشقی بشه دوباره یک شانس دیگه...شانس شقایقی باشه شاید یه جایی فرصتی...لحظه مجالمون بده گفتنی باید بگم...گریه اگه امون بده *** پیش خودم دلبستمو...بهش نگفتم حرفمو حتی نگاه عاشقش ....باز نشکست طلسممو خواستم بگم هر چی که هست...مهر سکوتم نشکست بغض گلوم باز گرفت....من کم شدم اون ننشست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:33 توسط ویدا |
|
|
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی عشق در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای لب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه یعنی حس خوب طعم عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی بوسه یعنی آغازی برای ما شدن بوسه یعنی لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه یعنی شادی و شور و نشاط بوسه یعنی عشق خالی از گناه بوسه یعنی قلب تو از آن من بوسه یعنی قلب تو همیشه مال من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 23:56 توسط ویدا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 22:19 توسط ویدا |
|
در بستر تنهايي غزل نازم تولدت مبارک امیدوارم ۱۲۰ سال زنده باشی و به هر چی میخوای برسی تو زندگیت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 22:6 توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شب شد
خورشيد رفت آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو مي کرد ناگهان ستاره اي چشمک زد ! آفتابگردان سرش را به زير افکند گلها خيانت نمي کنن |
|
RSS
|