![]() |
![]() |
|
|
وای خدای من دوباره وارد دنیای قشنگ بلاگ نویسی شدم
نمیدونم چرا انقدر بهم ارامش میده روزای قشنگ گذشته
....................... .................................... به قول قدیبما قربون همگی تا بعد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:33 توسط ویدا |
|
|
سلام
خیلی وقت بود به کلبه تنهاییم سر نزده بودم...دوباره اومدم و اینجا رو اب و جارو کردم دوباره میخوام شروع کنم به نوشتن برای اولین پست بعد از مدت ها میخوام یه شعر بذارم از سعید محسن یونسی
من نگفتم که عاشقم باشی بیش از این از تو انتظاری نیست عاشقی را لگد نکن بانو زخم های بهانه کاریست من اگر گریه میکنم خانم.همه از بغض سرد دلتنگی است پس نیازی به رحم و دلسوزی .احتیاجی به بیقراری نیست زندگی بی تو سخت و تکراری است در توان دلم نمیگنجد از زمستان سرد دلتنگ و قصه های شما بهاری نیست روزگارم سیاه شد دیگر به نگاه تو اعتباری نیست گفته ای در سکوت بنشینم تا نبینی که شعر میگویم میشود در سکوت شد اما گریه کردن که اختیاری نیست گرچه در دام چشم تو هستم لا اقل از خودم که ازادم داغت از دل نمیرود چونکه زخم عشق تو یادگاری نیست دل ندادی به درد دلهایم کاش میشد ....اگر چه میدانم حرف های دل من از جنس حرفهایی که دوست داری نیست بی تو دیوانه میشوم شیرین شیشه این سکوت را بشکن معنی عاشقی غم و درد و مرگ در راه پایداری نیست.....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 13:51 توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شب شد
خورشيد رفت آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو مي کرد ناگهان ستاره اي چشمک زد ! آفتابگردان سرش را به زير افکند گلها خيانت نمي کنن |
|
RSS
|