![]() |
![]() |
|
|
انسانیت حد و مرزی نمیشناسد ..قبل از آنكه دارای هویت زن و یا مرد بودن باشیم ...انسانیم ..و تكلیف آدمیت از جنسیت بالاتر است...همدیگر را به این نام بشناسیم مقام بالاتری داریم.
این نوشته زیبا از فروغ عزیز |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 12:14 توسط ویدا |
|
|
یاران به خدا كه بی وفایی نكنید
با عاشق دل خسته جدایی نكنید... یا دوست بمانید تا آخر عمر یا كه از اول آشنایی نكنید...!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:37 توسط ویدا |
|
|
فکرشم نکرده بودم توى فالِ من بیفتى وقتى افتادى چرا پس هیچى از خودت نگفتى؟ تو نگفته بودى واسم كه چشات همیشه خیسه زندگیت یه دونه دفتر با یه چند تا خودنویسه همیشه خیال مىكردم خشك و مردونه و سردى حتى به حسِّ لطیفت یه اشاره هم نكردى به خدا نمىدونستم كه دلت پر از ترانهست تو بهم نگفتى دنیات یه جورایى شاعرانهست خیلى دوس دارم بدونم دلت عاشق كى مىشه؟ چرا هیچى نمىگى تو؟ چرا ساكتى همیشه؟ آخه شاعرام یه روزى دلشون هوایى مىشه به خدا دروغ نمىگم فكر كنى، خدایى مىشه دل مىدن به یه نفر كه خیلى دنبالش مىگشتن واسه پیداشدنش از هر چى فكر كنى گذشتن ..........
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:56 توسط ویدا |
|
|
من
پری كوچك غمگینی را
میشناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد
و دلش را در یك نی لبك چوبین
مینوازد، آرام، آرام
پری كوچك غمگینی
كه شب از یك بوسه میمیرد
و سحرگاه از یك بوسه بدنیا خواهد آمد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:37 توسط ویدا |
|
|
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه
نظرتون چیه؟؟؟ ببخشید ۱ هفته نبودم مشهد بودم جاتون خالی |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 22:15 توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شب شد
خورشيد رفت آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو مي کرد ناگهان ستاره اي چشمک زد ! آفتابگردان سرش را به زير افکند گلها خيانت نمي کنن |
|
RSS
|